{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میلاد

میلاد

ناگهان

عشق

آفتاب‌وار

نقاب برافکند

و بام و در

به صوتِ تجلی

درآکند،

شعشعه‌ی آذرخش‌وار

فروکاست

و انسان

برخاست
دیدگاه ها (۱)

من اینجاترا می نگرمبدینسان شادبدینسان پر از امیدطووووووووووو...

د‌ل‌های ما که به هم نزدیک باشند دیگر چه فرقی می‌کندکه کجای ا...

تو را دوست می‌دارمطرفِ ما شب نیستصدا با سکوت آشتی نمی‌کندکلم...

چگونه به مطالعه‌کردن عادت کنم؟ برای شروع مطالعه روزانه چه کت...

دوستی با حیوانات

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

پارت ۶۲ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی صبح بود.حیاط مدرسه تقریباً ...

پارت دو

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓‌Part 26چند روز از آخرین درگیری گذشته بود.برای اول...

میلادناگهانعشقآفتاب‌وارنقاب برافکندو بام و دربه صوتِ تجلیدرآ...

ناگهان عشقآفتاب‌وار نقاب برافکندو بام و دربه صوت ِ تجلی درآک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط