روزی مردی به دختری گفت: با من ازدواج ميكنی؟
روزی مردی به دختری گفت: با من ازدواج ميكنی؟
دختر گفت: نه!
از آن روز به بعد آن مرد کلی شاد زيست و تا سرحد مرگ فوتبال ديد و تخمه آفتاب گردان خورد و به اخبار گوش داد و پای لـپ تاپش نشست و هنگام خوردن چای هورت كشيد وهر جا كه دلش خواست جورابهایش را شوت کرد تا مرد.
روحش شاد...
دختر گفت: نه!
از آن روز به بعد آن مرد کلی شاد زيست و تا سرحد مرگ فوتبال ديد و تخمه آفتاب گردان خورد و به اخبار گوش داد و پای لـپ تاپش نشست و هنگام خوردن چای هورت كشيد وهر جا كه دلش خواست جورابهایش را شوت کرد تا مرد.
روحش شاد...
- ۳۳۶
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط