{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامهp16

ادامهp16
جین:فکر نکنم ی الهه انقدر چشمهای ترسناکی داشته باشه..
که فریاد مرد از بالا میاد
*بگیرینشششششششششش
جی یون پا میشه که بدوه نامجون دستشو میگیره
نامجون:یا... چیکار کردی
جی یون:ولم کن....
جین:چی دزدیدی جوجه؟
که دست نامجون تو ی حرکت پیچ میخوره و دختره فرار میکنه .....
جین:خوبی؟
هوسوک:اصلا نفهمیدم با چه روشی دستتو پیچوند انقدر که سریع بود.....(ی چیزی یادش میاد )یا یا یاااااا چشمهاش ترسناک بود. خیلی شجاع بود. که از پنجره پایین پرید . خیلیم سریع بود... صداشم هیچ لرزی نداشت..... نکنه همون دختره باشه؟؟
نامجون درحالی که با اخم مچشو فشار میداد گفت:
نامجون:کدوم دختره؟
هوسوک:همون دختره که از 17سالگیش تو مسابقه های زیر زمینی مسابقه میده. و میگن که با این هوشش رئیس کل مافیا ها میشه....!!!!
جین:ممکنه اون باشه؟؟
برگشتن به حال که نامجون خندید....
نامجون:یادش بخیر تو اولین دیدارمون ی جوری دستمو پیچونده بودی که تا دو هفته نمیتونستم تکونش بدم
جی یون:فعلا وقت تجدید خاطرات نیست فعلا پسرا....
هوسوک:اخ که دلم خیلی تنگ شده بود برا پسرا گفتنش
جی‌یون برمی‌گرده سمت در. قبل از رفتن میگه:
جی یون: وقتی برگشتم… یا همه‌چی تموم شده…
یا هیچ‌کدوممون دیگه مثل قبل نیستیم.
چهار مرد به هم نگاه می‌کنن
در بسته میشه.
چند ثانیه سکوت مطلق.
هوسوک اولین نفره که حرف می‌زنه: به نظرتون دقیقاً چی تو سرشه؟
یونگی آروم: وقتی میگه بذارین فکر کنن مُرده…یعنی قراره از یه جای خیلی بالاتر برگرده.(نامجون به در خیره مونده)هر وقت این‌جوری حرف می‌زنه…
یعنی هیچ رحمی تو وجودش نیست
و تهیونگ؟
بی‌صدا دنبال جی‌یون میره.بدون اینکه حتی یه بار پشت سرشو نگاه کنه و ابراز دلتنگی کنه میره....
و نامجون برای بار هزارم بدون اینکه بتونه به برادرش توضیحی بده به رفتنش نگاه میکنه.....

«خب ی توضیح ریز بهتون بدم نامجون ارازل قدرتمند سئوله یونگی دست راستشه هوسوک قاچاقچی مواد های جی یونه و جینم استاد دانشگاهه که ی دوره ای معلم خصوصیه چه رین بود تهیونگ هم که دست راست جی یونه و برادر کوچیک تر نامجون و همه اینا در زمان های قدیم ی باند بودن که رئیسشون جی یون بود ولی بعد ها ی سری اتفاقات افتاد که کم کم پراکنده شدن»

خب شرطای پارت بعد
۵۵لایک
۷۰کامنت
دیدگاه ها (۸۸)

P17جی‌یون جلوی ورودی شرکت جئون دونگ‌سو ایستاد.سرشو آروم بالا...

P18 راهروی طبقه بیست‌ویک ساکت‌تر از لابی بود. کف سنگی براق، ...

P16ماشین جی یون جلوی ساختمان بلند بی نام پارک شد،اون ساختمان...

P15اتاق نیمه‌تاریکه. فقط یه چراغ کنار مبل روشنه.جی‌یون روی ه...

سایه در گذشته

سناریو *1* بی تی اس

P43یکی از بارهای معروف گانگنام که صاحبش جی یون هست مثل همیشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط