هیپ هاپ ممنوع . . . !
هیپ هاپ ممنوع . . . !
چرا...؟
مگر بد می گویند...؟!
مگر حقیقت غیر این است...؟!
از « بهرام » آزاد زیستن را یاد گرفتم ...
از او ،
« سکوت » را در «۲۴ ساعت» روز گرفتم . . . !
با « حصین »
به « بن بست » رسیدن را فهمیدم . . . !
آن هم در سه وعده « صبح ظهر شب » ..!
از صادق ،
« مرام و رفاقت » را یاد گرفتم..
از « هیچکس »
جنگیدن و مفهومش را یاد گرفتم . . . !
« پا بر جا » بودن را ..!
و آخر انشای خود را ،
با « علی سورنا » پایان می دهم . . . !
« مرد تنهایی » که خانه اش « آوار » شد . . . !
آموختم اشک ریختن را ..!
چیزی را که در هیچ مدرسه ای نمی آموزند . . . !
نترسیدن را یاد گرفتم . . . !
چون دیگر بریده بودم . . . !
قدم زدن در شب را آموختم . . .
شب قدم زدن ممنوع بود . . . !
چیز هایی را یاد گرفتم ،
که خانواده و اطرافیان به آدم یاد نمی دهند . . .
چرا...؟
مگر بد می گویند...؟!
مگر حقیقت غیر این است...؟!
از « بهرام » آزاد زیستن را یاد گرفتم ...
از او ،
« سکوت » را در «۲۴ ساعت» روز گرفتم . . . !
با « حصین »
به « بن بست » رسیدن را فهمیدم . . . !
آن هم در سه وعده « صبح ظهر شب » ..!
از صادق ،
« مرام و رفاقت » را یاد گرفتم..
از « هیچکس »
جنگیدن و مفهومش را یاد گرفتم . . . !
« پا بر جا » بودن را ..!
و آخر انشای خود را ،
با « علی سورنا » پایان می دهم . . . !
« مرد تنهایی » که خانه اش « آوار » شد . . . !
آموختم اشک ریختن را ..!
چیزی را که در هیچ مدرسه ای نمی آموزند . . . !
نترسیدن را یاد گرفتم . . . !
چون دیگر بریده بودم . . . !
قدم زدن در شب را آموختم . . .
شب قدم زدن ممنوع بود . . . !
چیز هایی را یاد گرفتم ،
که خانواده و اطرافیان به آدم یاد نمی دهند . . .
- ۱.۱k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط