{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم می گیرد . . . .

گاهی دلم می گیرد . . . .

برای تمام جنین هایی که ،

چند لحظه مانده به وقوع بودنشان ،

سقط می شوند . . . .

در هیبتِ یک دیو ،

دستم را میگذارم ،

همانجایی که باید می بود ،

و ریسه میروم . . . .

هه . . . .

چیزی را از دست نداده ای بچه پلنگِ من . . . . !

مادرت جز هم آغوشیِ آخرِ شب ،

به هیچ عشقی مؤمن نبود . . . .

مادرت غروب ها ،

شعر هایش را با شیشه ی شراب عوض می کرد . . . .

ولی نگذاشت دچار خوفِ دنیا شوی . . . .

اینجا زندگی نیست . . . .

اینجا میدانِ مین است . . . .

بی چکمه ،

نمی شد به دنیا یِ ما بیایی . . . .

هیچ کجای دنیا ،

شعر را با یک جفت چکمه ی بچه گانه عوض نمیکردند . . . .

وگرنه . . . .

شاید . . . .
دیدگاه ها (۶)

گاهی دلم می گیرد . . . .برای تمام جنین هایی که ،چند لحظه مان...

گاهی دلم می گیرد...برای تمام جنین هایی که ،چند لحظه مانده به...

سال ۲۰۵۰ است : گویه های یک مادر با نوزادی که هرگز به دنیا نی...

این روز ها تنها یک چیز کم شده است، مادرم. اینجا دیگر کم می آ...

سرنوشت بچه هایی که از دنیا رفتن چی میشه؟‌برای خیلی ها مخصوصا...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_بیست_و_پنجمصالح دیوا...

تنها شانه ای  شراب برای شبانگاهان شیدایی ام میخواستم.و سی...

برای پدری که حاجی شد:بعد یک عمر منتظر ماندناسم بابا در آمده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط