{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوشت را از

آغوشت را از
کابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویش
دردهایم را بالا بیاورم ..
بیا .. چشم های پر حرفت را بیاور
می خواهم شهرزادترین قصه هایت را
به گوشم بیاوری
و دنیا برای چند دقیقه در تو خلاصه شود ..

بیا .. اتفاق در آغوش های بسته می افتد
بی آنکه به هیچ کجای تقدیر بر بخورد ..
دیدگاه ها (۷)

ندگی انگار تمام صبرش رابخشیده است به من!!هر چه من صبوری میکن...

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهیهم در اندیشه که یک بوسه ناب...

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، .....

بازی عشق کلک داشت نمی دانستمغم آن سر به فلک داشت نمی دانستمب...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

☆دوپارتی☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته و هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــــــــــ...

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

آغوشت را از کابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویش دردهایم را ...

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

بیا عاشق شویم ، یار جان ....من نم نمِ بار...

چه کنم با هجوم گریه هاچه کنم با سیل خاطره ها.....چشمانم دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط