{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوشت را از

آغوشت را از
کابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویش
دردهایم را بالا بیاورم ...
بیا... چشم های پر حرفت را بیاور
می خواهم شهرزادترین قصه هایت را
به گوشم بیاوری
و دنیا برای چند دقیقه در تو خلاصه شود ...
بیا... اتفاق در آغوش های بسته می افتد
بی آنکه به هیچ کجای تقدیر بر بخورد .

"هومن شریفی"
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

بیا عاشق شویم ، یار جان ....من نم نمِ بار...

می شود بی خیال بغض هایی شدکه ایدئولوژی خاص خود را دارند...،و...

می‌دانم رفیق! آدم‌ها گاهی موجودات بدبختی می‌شوند. آدم‌ها گاه...

می شود بی خیال بغض هایی شدکه ایدئولوژی خاص خود را دارند...،و...

دوست دارمهمین عادت قدیمی ام را می گویمدوست دارم که لباس های ...

آخرین ماه از زمستان را تا بهار به انتظارت می نشینماما تو زود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط