{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کرد

حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کرد
چرخی زد و آن موی رهایش خفه ام کرد

تا خواستم از عطر تنش شعر بگویم
شعر و غزل و وزن و هجایش خفه ام کرد

من بوسه زدم ؛ اخم نمود و گره های
پبچیده به ابروی حنایش خفه ا م کرد

یک بار نشد خیره به چشمان من زار
هی سرخ شد و شرم و حیایش خفه ام کرد

عاشق شدم و ناز کشیدن شده کارم
دیوانه شدم ناز و ادایش خفه ام کرد

یک بار نشد پر بدهد این دل مارا
من بال زدم... حال و هوایش خفه ام کرد
دیدگاه ها (۹)

یک انتخاب صحیح ، یک عمر آرامشیک دسته کلید طلایی: تناسب‌ها در...

همانقدر که زن را باید فهمید ...مرد را هم باید درک کرد ...هما...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

برگردیم سر بحث اصلی خودمون. “ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده ا...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کردچرخی زد و آن موی رهایش خفه ام...

......حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کردچرخی زد و آن موی رهایش ...

..حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کردچرخی زد و آن موی رهایش خفه ...

..حرفی زد و آهنگ صدایش خفه ام کردچرخی زد و آن موی رهایش خفه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط