{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:⁶
⁦⁦⁦چند روز گذشت قرار بود برای اعلام بهترین خواننده های کره جایزه بدن و جشن بزرگی بودن یک ماه قبل جشن بود که پی دی نیم به اعضا گفته بود باید برم تا برای خیاطی لباس جشن اندازه هاشون رو بگیرن.
اعضا به سال بزرگ اونجا رفتن و جناب کیم همراهیشان میکرد وقتی وارد شدن سالن بزرگی اونجا بود و روبرو یه آینه بزرگ قد دیوار و اطراف در از مایکت لباس های زنونه و مردونه.
جناب کیم: بچه هامون جا باشین ما بیرون منتظریم
و رفت بیرون اتاق جیمینه به اطراف نگاه میکرد
جیمین: این لباس ها بی نظیرین
شوگا سمت نامجون رفت
شوگا: باید همین طور منتظر بمونیم؟
جونگکوک که همین طور به لباس ها و طراحی های روی دیوار نگاه میکرد جوابش رو داد
جونگکوک: هیونگ صبر کن یکم
یهو در باز شد و هیونا وارد سالن شد سریع تعظیم کرد
هیونا: خیلی خیلی عذر میخوام یه مشکلی پیش اومده بود
سرش رو بلند کرد و لبخند زد
هیونا: من پارک هیونا هستم اینجام که شخصاً هم طراحی هم دوخت و هم اندازه گیری رو انجام بدم.
اعضا همه سلام کردن هیونا سمت دفتر نسبتا بزرگی که روی میز بود رفت و اون رو برداشت رفت سمت نامجون
هیونا: این ها طراحی هایی هستن که برای روز جشن کردم همه نسبتا ساده هستند ولی خاصن
نامجون لبخند زد و با سر تأیید کرد آیلار دستش رو اشاره کرد به یه دست مبل گوشه و میز
هیونا: بفرمایید میخواید همین طور وایسید؟
اعضا روی مبل نشستن و همگی به طراحی های بی نظیر هیونا نگاه میکردن هیونا اطراف رو سریع مرتب تر میکرد و جونگکوک چشم از هیونا بر نمی‌داشت تعجب کرده بود که چرا؟ اون اینجا چه کار میکرد؟ اون طراحی میکنه؟ بلند شد و سمت لباس ها و طراحی های روی دیوار رفت نگاه میکرد هیونا سمتش رفت
هیونا: انتخابی کردی؟
جونگکوک: زیاد از این جور چیزا سرم نمیشه
هیونا آروم خندید
جونگکوک: معمولاً خود پی دی نیم و شرکت تصمیم میگرفتن چه لباسی بپوشیم
هیونا: می‌دونم و من اسرار کردم شخصا ازتون بپرسم
جونگکوک: چرا؟
هیونا: اینکه یه لحظه ام بتونی ایدل هات رو ببینه کلی غنیمته الان تازه دارم پیستون کار میکنم
جونگکوک خنده اش گرفت
هیونا: و همین جشن بهونه ای با بودن کنار آیدا هام شد (با لبخند و شیطونی)
نامجون بلند شد
نامجون: تصمیم گرفته شد
آیلار سمت نامجون رفت
هیونا: ببینم؟!
دفتر رو گرفت و لبخند زد
هیونا: اتفاقا بنظر من هم همین خوب بود
جین: جدی این ها رو خودت کشیدی؟
هیونا لبخند زد
هیونا: آره مطمئن باش
جیمین: حتی این لباس ها
هیونا: آره
جین: همشون؟
هیونا: آره البته این ها فقط در حد تمرینه
نامجون: خب حالا چی ؟
هیونا: اوه راست میگی ببخشید دونه دونه بیاد اندازه ها هم بنویسم
جین اول رفت جلو جونگکوک نشست کنار هیونگ هایش تهیونگ نگاهش کرد
تهیونگ: اون دختر رو میشناسی؟
جونگکوک...
⁦꒰⁠⑅⁠ᵕ⁠༚⁠ᵕ⁠꒱⁠˖⁠♡⁩
💎: خوشگلای من بمونی تو خماری تا فردا شب 😘
شبتون هم بخیر✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۳)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁷⁦⁦⁦تهیونگ: اون دختر رو میشناسی؟جونگ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁸⁦⁦⁦جونگکوک بعد از کار برگشت خونه لب...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁵جونگکوک سخت مشغول کار بود اخیرا اعض...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁴جونگکوک: بیا بشین اسمت؟هیونا: پارک ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁹⁦⁦⁦چند ساعت گذشت هیونا داشت کم کم خ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁹هیونا: بوسان خیلی خوشگله جونگکوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط