خون شیرین

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈
part:⁷

شوگا : بلندش کردم گزاشتمش توی اتاق اومدم پاین نشستم کنار تهیونگ

ته : میگم هیونگ جواب برادرم چی بدم

شوگا : عاه کوک خیلی راحت رام میشه سرم به پشت تکیه دادم چشام بستم

تهیونگ : ولی من میترسم

شوگا : نترس یهو صدا زنگ خونه اومد

تهیونگ : درو باز میکنم رفتم سمت در بازش کردم که جیمین با قیافه پوکر نگام کرد

جیمین : گمشو اون ور گرسنمه

تهیونگ : یااااا چرا فحش میدی یهو بعدش کوک با قیافه توهم رفتش پشتش اومد تو خونه باز عصبانی باز میخاد دعوا کنه حوصلشو ندارم

کوک : رفتم تو که با شوگا رو به رو شدم

جیمین : عایش بسه دیگ چتونه یه دختر دیگ از دستش بر نمیاید

شوگا : بحث این نیست ما نمیخایم انسان از بین بره

کوک : درست میگی من میخام ۱.ت رو ببینم

تهیونگ : هعییی بلای صرش نیار

کوک : حولش دادم اونور رفتم بالا درو باز کردم که با یه چی خیل کیوت مواجه شدم موهای قهوه و چشاش سیاهش لبای صورتیش تو خودش جم شده بود پتو روش بود

۱.ت : نگاش کردم چشام اشکی شدن نکنه الان میخاد بخورتم اروم نگاش کردم که صورت خندونشو دیدم

کوک : زیر لب ناخدا گاه گفتم کیوت رفتم سمتش که جیغی زد

تهیونگ : یا صدای ۱.ت رفتم بالا با چیزی که دیدم

......
دیدگاه ها (۱۰)

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part"⁸تهیونگ : کوک ۱.ت رو گرفته بود با...

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part"¹¹۱.ت : بغلم کرده بود سرش توی گرد...

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part"⁵1.ت : همراهش رفتم تو که پسری با ...

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part"⁴1.ت : نمیتونم بهت اعتماد کنم شوگ...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

اما من عاشقتم! پارت ۵ ویو کوک از خواب بیدار شدم چی اینجا کجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط