{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش جای معلمی بودم که الفبای نگاه کردن را تعلیم داد.

کاش جای معلمی بودم که الفبای نگاه کردن را تعلیم داد.
کاش جای کفاشی بودم که اندازه دلها راهم میداند
کاش جای گلفروشی بودم که بوی حرف ها راهم می شناسد
کاش جای نقاشی بودم که در این هوای الوده دلتنگی ها را ابی رنگ می کند
کاش جای خودم باشم .من اگر جای خودم باشم تو اگر جای خودت باشی پازل زندگی مان درست می شود زیبا و خوشرنگ ..
دیدگاه ها (۱)

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ٬ ان زمان که پدر تنها قهرمان...

دل من از تبار دیوارهای کاهگلیست ٬ساده می افتد ٬ ساده می شکند...

بیاید کدورتها را کنار بگذاریم .......

.

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وچهارم | اعتراف قلبروزه...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

dark life = 38

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط