{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psychic lover73🖤

Psychic lover73🖤
شوگا:(دیگه فلش بک نمیزنم چون خودتون
همه چی رو میدونین)یادته یک دوست دختر داشتم اسمش میرا بود
سونا:مگه الان باهاش نیستی؟
شوگا:اون یه هـ رزه بود
سونا:من واقعا حرفی ندارم.خوب ادامه
شوگا:اون یک هـ. رزه بود لز.بین هم بود.
خانم از حسش مطمئن نبود واسه باهام
وارد رابطه شد.بعد من از اونجایی شک کردم
که هروقت درخواست میدادم بهش رد میکرد
فکر کردم نمیخواد دخترونگیش از بین بره
ولی نگو مین مافیا ها معروفه.تو بار فقط
ه‌رزگی میکنه.آخرا میرفت خونشون.
بعد نگو که این خانم ه‌رزه ی جونگکوکه.
سونا:تو…
شوگا:هیشش.من چندباری بهت زنگ زدم
جواب ندادی فکر کردم چند روز خبرت نگرفتم
قهر کردی و جواب نمیدی.یه چند روز بعدش
جیمین دوستم از سئول اومد خونمون
و داشتیم حرف میزنیم که میرا هم اومد.
اومد همه چی رو تعریف کرد.ما سه نفری
رفتیم سئول و مستقیم رفتیم پیش کوک
اونجا نشستیم باهاش حرف زدیم و من ازش
کمک خواستم.ولی اون گفت من اگه
کاری کنم فقط خراب میکنم(این ها رو اونجا نگفتم)خودش برنامه داره.من ازش
خیلی تشکر کردم.و اینکه نمیدونم واسه چی
میخوای ولی سیمکارتی‌ که قبلا گرفته بودی
دستم بود.چون الان جایی نبود برم.
سونا:خوب…فعلا حرفی ندارم.اوپا دلم تنگ شده بود برات.
شوگا:(دستاش رو باز کرد)
سونا رفت بغل شوگا.خوبه که برگشته.
سونا:اوپا….حس میکنم جونگکوک هنوز
دنبالم بگرده.
شوگا:یک چیز میگم دور ورت نداره.میرا گفت احتمال داره عاشقت شده باشه.
سونا:واقعا..؟
شوگا:ببینم تو دوسش داری؟
سونا کرمش گرفته بود و گفت.
سونا:اومم فک کنم،یک پا ددیه برای خودش.
شوگا:چی گفتی؟
سونا:گفتم ددیه.اوفف تتو هاش…
شوگا:سونا میبندی یا ببندمت؟
سونا:چی رو؟
شوگا:دهنت رو…
سونا:یا اوپا شوخی کردم.اون باعث این همه
بدبختی شد.
شوگا:تعریف کن چی شد
سونا:خوب داشتم دور میزدم
تو بازار که بیهوشم کرد و بردتم خونش.
بعد وقتی بیدار شدم تو یک اتاق تاریک
بودم….(اگر میخواین مرور بشه پارت های اول رو بخونید)
شوگا:یعنی خواهر کوچولوم انقدر سختی
کشیده…سونا واقعا ببخشید که پیشت نبودم.
سونا:عیب نداره.
شوگا:خیلی لاغر شدیااا…یا سونا،
سونا:بله
شوگا:چرا تو،خوب ببین…چرا .سوتین نداری؟
سونا:چی…
سونا یه نگاه به خودش کرد که دید
نیپلاش معلومه.
سونا:عهه چیزه…من الان میام
سونا با خجالت رفت سو.تین بست و اومد.
شوگا:بار آخرت باشه ها
سونا:ببخشید اوپا
شوگا:ببینم اونجا چی میپوشیدی؟
سونا:تیشرت به علاوه ی شرت هاش رو.
شوگا:شلوار چی؟بدون سو.تین؟
سونا:دیگه نبود بپوشم و بهم لباس دیگه
ای برای پوشیدن نداد.
شوگا:مردک عوضی!
دیدگاه ها (۱)

Psychic lover74🖤سونا:هیی اوپا حوصلم سر رفت.شوگا:الان میگی چی...

Psychic lover75🖤جونگکوک:فکر کردی بهت اعتماد میکنمو تموم صلاح...

Psychic lover72🖤سونا:الو شوگاشوگا:سونا..؟سونا:خودمم،بدون مخا...

Psychic lover71🖤بدون اینکه به چیزیفکر کنم خوابم گرفت.ساعت۱:و...

مافیای من

شاهزاده دوست داشتنی من

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

مافیای من

ادامه پارت ۳۴

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۸: بازگشت به عمارتِ تاریکوقتی به هوش اوم...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

سرنوشت(ویو من)چند ماه گذشت...دیگه اون دختر خجالتی روزهای اول...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط