وقتی دیگرنبود به بودنش نیازمند شدم
وقتی دیگرنبود به بودنش نیازمند شدم
وقتی که رفت به انتظار آمدنش
نشستم،وقتی که دیگر نمی توانست
مرادوست بدارد من او را دوست
داشتم،وقتی که او تمام کرد من شروع
کردم،وقتی که او تمام شد من آغاز
کردم،...چه سخت است تنها متولدشدن
مثل تنها زندگی کردن است...مثل
تنها مردن.....
دکترشریعتی
وقتی که رفت به انتظار آمدنش
نشستم،وقتی که دیگر نمی توانست
مرادوست بدارد من او را دوست
داشتم،وقتی که او تمام کرد من شروع
کردم،وقتی که او تمام شد من آغاز
کردم،...چه سخت است تنها متولدشدن
مثل تنها زندگی کردن است...مثل
تنها مردن.....
دکترشریعتی
- ۵۹۱
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط