دلم اشک مـیخـواهد
دلم اشک مـیخـواهد
از این اشکـ ها که آنقدر بلند است که میتوانی تمام وجودت را بیرون بریزی
بعدش باز هم دلم اشک مـیخـواهد
من میدانم که همه چیز در وجودم تمام شده است
در ظاهر من عاشق تَر از همیشه
در ظاهر من آدمی لبخند به لب
من تمام زندگـیَم سکوت پشت نوشته هایم است
من میدانم این اشکـ پنهان شده
روزی سر باز میکند
یک روز که شاید تو کنارم باشی
یک روز که شاید در آغوشـم گرفتی
و آغوشت پذیرای اشک هایم شد
ولی میدانی
من میدانم
انتهای ماجـرا تو مرا نمیخواهـی
یعنی خواستن و نرسیدن
دلم اشکـ مـیخـواهد
بلند
دلم دریا مـیخـواهد
کاش میتوانستم هر لحظه تو را داشته باشم
شبیه آغوشی همیشگی
شبیه تو
کاش
و شاید
و تمام...!
از این اشکـ ها که آنقدر بلند است که میتوانی تمام وجودت را بیرون بریزی
بعدش باز هم دلم اشک مـیخـواهد
من میدانم که همه چیز در وجودم تمام شده است
در ظاهر من عاشق تَر از همیشه
در ظاهر من آدمی لبخند به لب
من تمام زندگـیَم سکوت پشت نوشته هایم است
من میدانم این اشکـ پنهان شده
روزی سر باز میکند
یک روز که شاید تو کنارم باشی
یک روز که شاید در آغوشـم گرفتی
و آغوشت پذیرای اشک هایم شد
ولی میدانی
من میدانم
انتهای ماجـرا تو مرا نمیخواهـی
یعنی خواستن و نرسیدن
دلم اشکـ مـیخـواهد
بلند
دلم دریا مـیخـواهد
کاش میتوانستم هر لحظه تو را داشته باشم
شبیه آغوشی همیشگی
شبیه تو
کاش
و شاید
و تمام...!
- ۹۷۶
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط