{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تصادف میخواهد...

دلم تصادف میخواهد...
صدای بلندآمبولانس...
صدای پرستاری که دادمی زنه کناربروید،کناربروید..
صورت خونینم را برمیگردانند..
انگشت روی گردنم میگذارند..
نبضش ضعیف است..
پس از دقیقه ای..
نبضش نمیزند...
پارچه بیاورید...
پارچه ای سفید روی جسمم میکشند و تماااام..
ساده بگویم دلم مرگ میخواهد..
دیدگاه ها (۴)

:-[

دلم تصادف میخواهد...صدای بلندآمبولانس...صدای پرستاری که دادم...

اره واقعا..

من بدون تو..

p35

Lost code(part2)خبر این پرونده خیلی زود بین اداره‌های پلیس پ...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

پارت ۶۹

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

My lovely neighbor part : ۷۰

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط