{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا میی دهم و مسئولیتها

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا میی دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.
می‌خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است.
می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
چون می‌توانم آن را بخورم!

می‌خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
و با دوستانم بستنی بخورم .
می‌خواهم درون یک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می‌خواهم به گذشته برگردم،
وقتی همه چیز ساده بود،
وقتی داشتم رنگها را،
جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
یاد می‌گرفتم،
وقتی نمی‌دانستم که چه چیزهایی نمی‌دانم
و هیچ اهمیتی هم نمی‌دادم.
می‌خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست
و همه راستگو و خوب هستند.
می‌خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است
و می‌خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی‌خبر باشم .
می‌خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
نمی‌خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...
می‌خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
به یک کلمه محبت آمیز،
به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران،
این دسته چک من، کلید ماشین،
کارت اعتباری و بقیه مدارک،
مال شما...
من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم
دیدگاه ها (۱)

دلم به حال پروانه ها می سوزدوقتی چراغ را خاموش می کنمو به حا...

این همه مست در این شهر که پس هشیاراستاین همه خفته در این شهر...

عارفـی را دیدند مشعلی و جـــــام آبـی در دست ، پرسیدند : کجا...

الهــــــی چه بی صدا و بی حساب می بخشیو ما چه حسابگرانه تسبی...

پروانه جان

عاشقانه های شبنم

حجاب؛ فقط یک پوشش نیست… 🤍حجاب یعنی من برای نگاهِ هر کسی ساخت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

سلاممممم

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط