{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا که گرم تر می‌شد آدما برفیا آب‌‌‌‌‌‌‌می‌شدن

هوا که گرم تر می‌شد آدما برفیا آب‌‌‌‌‌‌‌می‌شدن
آدمایی که به آدم برفیا دل بسته بودن هم آب می شدن، بعدم بد بیراه نثار خورشید که باعث شده قلبشون صد تیکه بشه بعد آدم برفیا.
خورشیدی که هیچ نقشی تو آب شدن آدما نداشت، گرم شدن هوا فرایند طبیعی بود، اما دلبستگی به آدم برفی بلایی بود که خود آدما سرخودشون آورده بودن، دلبستگی به چیزی که قرار بود تو فرایند طبیعی از بین بره و موجب غم بشه، غم زاده خود انسانه همونجور که آدم برفی زاده خوده انسانه و دلبستگی، همه اینا برای مدتی قشنگن، غم، درد، شادی همگی از بین میرن، و این ماییم که مشخص می‌کنیم در نبود آدم برفی هامون چیکار کنیم، بزنیم تو سر خودمون یا این چرخه بوجود آمدن و نابود شدن و طی کنیم.

محی
دیدگاه ها (۱۰)

گفت داری چی‌می‌کشی؟گفتم بهمن.گفت نه چی داری می‌کشیگفتم آها ا...

سکوت تیر فاحشی بود که طبیب بر قلبش تجویز کرد، قلب که حرف نمی...

وقتی که ناراحت می‌شوم در چشم هایم اشک می‌نشیند و چانه ام میل...

اصلا حال و هوای بهار را ندارم آقا می‌شود دیگر نقش بازی نکنم؟...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۲دو ماه دیگر گذشت.زمستان بود. ب...

سناریو گتو و گوجو

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۴تابستان بود.سئول دو سال و نه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط