{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برون شو ای غم از سینه

برون شو ای غم از سینه
که لطف یار می​‌آید
تو هم ای دل ز من گم شو
که آن دلدار می​‌آید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشت‌ست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار می‌آید
دیدگاه ها (۲۴)

پاییز مبارک

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آیدوان نه عاشق که ز معشوق ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط