{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برون شو ای غم از سینه

برون شو ای غم از سینه
که لطف یار می​‌آید
تو هم ای دل ز من گم شو
که آن دلدار می​‌آید
نگویم یار را شادی
که از شادی گذشت‌ست او
مرا از فرط عشق او
ز شادی عار می‌آید
دیدگاه ها (۲۴)

ای فغان از هی هی و هیهای دلسوخت جانم ز آتش سودای دلاین چه فر...

این شهرشهرزادی نمی خواهدهزار و یک شب است کهمردمانش به خواب ر...

کمی دیر آمدی ای عشقاما باز با این حال ؛اگر چیزی از این غارت ...

شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی، اما حالا که ...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

ای زِ تو صد کام دلم یافتهمی‌طلبد دل زِ تو کامی دگر... #عاشقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط