Season Nightmare of Love

Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️
Part 70



یوجون: سویون به حرفم گوش بده اول شاهزاده رو ببین بعد قضاوت کن
سویون: نمیخوام نمیخوام ببینمش ( گریه)
یوجون: ببین به حرفم گوش کن خوب ببینش اول ببینش
سویون: ببینمش که چی؟...ها؟...که بعد برم زن اون شم؟( گریه)
یوجون: سویون شاهزاده جیمین رو اول ببین بعد اینطوری کن قول میدم فقط ببینیش اگه نخواستی میتونی ردش کنی...
سویون: چی؟...چیکاری میگی؟ مگه من میتونم شاهزاده رو رد کنم؟
یوجون: معلومه که میتونی
سویون: تو از کجا میدونی؟
یوجون: اونش مهم نیست تو شاهزاده رو ببین و بعد تصمیم بگیر
سویون: ولی جواب من معلومه
یوجون: سویون تو داری عجله میکنی میگم صبر کن
سویون: خیلی خوب باشه
سویون برگشت خونه و کلی با غم و ناراحتی و به زور خوابش برد فردا بیدار شد همه کار هاشو کرد و از اتاقش بیرون اومد...
مادر: به به دختر قشنگم
سویون: حالا شدم قشنگم تا دیروز داشتن میگفتن کاشکی به دنیا نمومدم( اروم)
مادر: چیزی گفتی؟
سویون: نه...چیزی نگفتم...
پدر: باید آماده بشی تو امروز قراره بری شاهزاده رو ببینی...
سویون:میدونیم
مادر: چی؟ میدونی؟ ما خودمون امروز فهمیدیم تو از کجا میدونی؟
سویون: خبر ها میرسه
مادر: راستی برادرت برگشته توی اتاقشه
سویون: او واقعا؟
مادر: آره
سویون با ذوق دوید طرف اتاق داداشش
و بدون در زدن وارد شد و بدون هیچ صبری پرید بغل یونگی
یونگی: هعی آروم باش دختر..
سویون:دلم برات تنگ شده بود...


......
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️Part 71یونگی: منم دلم برات ت...

Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️Part 72غرق در افکارش بود که ...

Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️Part 69یوجون: ممنون که درک م...

Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️Part 68خیلی ناراحت بود خیلی ...

فیک مافیای سیاه من part 4

زندگی نامعلوم

سناریو درخواستیوقتی خواب میبینی مردن و میری بغلشون گریه میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط