{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شود برگشت

می شود برگشت
تا دبستان راه کوتاهی ست
می شود از رد باران رفت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچک تر از اینجا و اکنون شد
می شود کیفی فراهم کرد
دفتری را می شود پر کرد از آیینه و خورشید
در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد

می شود برگشت
اشتیاق چشم هایم را تماشا کن
می شود در سردی سرشاخه های باغ
جشن رویش را بیفروزیم
دوستی را می شود پرسید
چشم ها را می شود آموخت

مهربانی کودکی تنهاست...
دیدگاه ها (۴)

بر آب خورشید بنشانم عکس دلم را !!تو را دیدم ای عشق ،و دیگر ز...

بابا لنگ دراز عزیزم:تمام دلخوشی دنیای من اینست ک ندانی و دوس...

روزگارم این است:دلخوشم با غزلیتکه نانی، آبیجمله ی کوتاهییا ب...

وقتی دلت با خداست،بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند...وقتی تو...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت سوم «بعضی آدم‌ها، بدون اینکه کا...

داستان عاشقانه جدید

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

پارت ششم: فاصله ی کمقبل از اینکه جونگکوک جواب بدهد، صدای شکس...

P : 28

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط