{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخمی کهنه‌ام

زخمی کهنه‌ام
سایه‌ی رنجی پایان یافته
دوستت دارم
و به لمس سرانگشتانت
بر سایه‌ی این زخم دلخوشم.

از: شمس لنگرودی
دیدگاه ها (۲)

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است ، این قطره هم به شوق نگاهت ...

چیزی مثل الکل در هواستـــــ حال آدمی مثل من را خرابـــــ می‌...

مرا در آغوش بگیر … حتی شده با دست‌هایِ سردِ آدمک‌هایِ یاهو.....

ازدست عزیـزان چه بـگویـم ؟ گله ای نیست ! گر هم گله ای هست دگ...

این دکلمه ی استاد شمس لنگرودی خیلی زیباست حیفه که نشنویم...👌...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

قلمم دیگر توانی نداردزخم‌هاییست که برگه آنهاراپس میزند دردها...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

‏🐶[۱۲:۱۶ ~ ۱۲:۱۸ به وقت کره]استی: اوو، دوستت دارم، خیلی خیلی...

*پدرم می گفت:پدر بزرگت دوستت دارم را يک بار هم به زبان نياور...

محبوب جواهر چشم من😍🧿فکر کردن به طوولبخند روی لبم می نشاند......

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

خب دخترا،اینم از پایان رمان دوم..دوست دارم صادقانه نظراتتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط