{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا در آغوش بگیر …

مرا در آغوش بگیر …
حتی شده با دست‌هایِ سردِ آدمک‌هایِ یاهو..
می‌خواهم به آغوشت برگردم!

"نسترن وثوقی
دیدگاه ها (۱)

زخمی کهنه‌ام سایه‌ی رنجی پایان یافته دوستت دارم و به لمس سرا...

یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است ، این قطره هم به شوق نگاهت ...

ازدست عزیـزان چه بـگویـم ؟ گله ای نیست ! گر هم گله ای هست دگ...

ﺑﻬﺎﺭ، ﺑﯽﺣﻀﻮﺭِ ﻗﺪﻡﻫﺎﺕ ﮐﺎﺑﻮﺱِ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺏِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺳﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺷ...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

آیا نسترن شوم بود?

دست‌هایم از کاه است و دلم از اندوه؛ در این گندم‌زار بی‌پایان...

عشق، یعنی اینکه در اوجِ خستگی، فقط با شنیدنِ صدای تو، انگار ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط