{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۳۵


تهیونگ: خوب از این بهتر .. به تو چرا برمیخوره
جی وون انگار گِل خوردن بود دهنش سپس سکوت کرد و به بشقاب اش خیره شد الکس از این حرف تهیونگ به شدت خوشحال بود همین طور که داشت با چشم هایش هر نکات از صورت و بدنش را آنالیز میکرد چشم اش خورد به زخم های رو دستش کمی پیشانی اش تو هم رفت اون زخم های بود که با کتک زدن کسی ایجاد میشدن
ابرو بالا انداخت و متوجه موضوع شد لیوان آب را سمته دهانش برد تا کمی ازش را بخورد .. ٫ پس‌ یعنی جی هوانگ دروغ میگفت جیبور ها نبودن تهیونگ بود بخاطر امروز یعنی براش مهم بودم یعنی من براش مهم بودم ٫ لبخندی زد ولی درون قلبش خون در حال ریختند روی ریه هایش بود



هیونا: به نظره من آخره هفته جشن عروسی رو بگیریم
آنلی : خوبه موافقم
الکس نفسی کشید یعنی قرار که نبود خوشبخت شه با این رفتار های عشق خودش و نفرتی که میان این دو. نفر بود ولی واقعا به این فکر کرد که داشت با تهیونگش ازدواج میکرد لبخندی زد و موهایش را پشت گوش اش فرستاد
تهیونگ همچنان چشم دوخته به ته مین به آرامی لیوان گرفته و مشغول خوردن شیر کاکائو شده بود بدونه هیچ گونه توجه به افراد کنارش مشغول خوردنی ام مایه شیرین بود گاه گاهی هم به ته لیوان نگاه میکرد تا کاکائو لیوان تموم شده بود یا نه ..
تهیونگ به این کار دخترش لبخندی زد سپس ته مین سمتش نگاه کرد و با صدا بلند گفت ... ته مین : تیونگ میتونم بیام
لب هایش را غنچه ای گرفت و لیوان را روی میز گذاشت هر دو دست هایش را پشت سرش گرفت و کمی رو زمین تکون خورد
تهیونگ با لحن مهربانی که از شوکه بود گفت
تهیونگ : بیا ..
الکس با عشق به آن ها نگاه میکرد چه فکر خوبی که امشب به خونه تهیونگ آمده بودن اینجوری ته مین و تهیونگ کمی آشنا میشدن
تهیونگ: خب چی میخواستی بهم بگی
ته مین چهار انگشت تپل اش را سمته تهیونگ گرفت سپس اشاره کرد تا گوش بهش نزدیک شود تهیونگ لبخندی زد ولی در قلبش سپس گوشش را سمته دهان ته مین نزدیک کرد
ته مین به آرامی گفت
ته مین : میشه شمالت لو بدی ( شمارت ... رو )
تهیونگ به آرامی و نرم لبخند زد سپس با صدا آروم گفت
تهیونگ : گوشی‌ داری ؟
ته مین باز هم سمته گوش تهیونگ خم شد سپس گفت.... ته مین : اله ولی همیشه پیشه مامانی هست
تهیونگ خنده ای کرد سپس نجوا کرد
دیدگاه ها (۲)

( بوسه دردناک )پارت ۳۶ تهیونگ: پس گوشی تو که همیشه پیشه مادر...

( بوسه دردناک )پارت ۳۷ هیونا: ای آلاهی نوه عزیزم خوابش برده ...

بوسه دردناک )پارت ۳۴همچنان جز صدا کارد چنگال و که به بشقاب ض...

بوسه دردناک )پارت ۳۳هوسوک : واقعا نمی‌دونم کجاست باز هم هیون...

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

پارت سوم: شروعِ یک بازیِ تازهصبحِ روز بعد، رزا در حالی که نف...

LOOKING FOR YOUPART : ⁶برای لحظه ای هیچ‌کدام چیزی نگفتند ، ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط