{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو م

مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی... اما پدر مثل خودکاره. شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی دیگه نمی نویسه... تا هستند قدرشونو بدونیم..
دیدگاه ها (۳)

ﺻﺪﺍﻱ ﺗﻠﻔﻦ، ﭘﺴﺮﻱ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ؛ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻮﺩ! ﭘﺴﺮ ...

قول میدم این کامنتو لایک کنم(حالاکه قول دادی لطفا زیر قولت ن...

گاهی ما عکس ها را میسوزانیم وگاهی عکس ها مارا میسوزانند.

صندلیت را کنار صندلیم بگذار!  همنشینی با تو یعنی “تعطیلی رسم...

رمان آیچی پارت 6می دونن هنوز کسی پارت پنج رو نخونده برای همی...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

part 4

Forced love

برادر ناتنی

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط