{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁵⁵
چند ساعت بعد
سوار ماشینم شدم . راه افتادم
بعد. رسیدم به یه سیسمونی فروشی
وقتی پیاده شدم
یه سبد بزرگ برداشتم .‌ و داشتم لباس برمیداشتم
و بعد از یک ساعت تموم شد
رفتم پیش صندوق دار و خواستم حساب کنم که یه صدای آشنا به گوشم خورد
کوک:بی زحمت اینارو برام حساب کنید خانوم
صندوق دار: چشم‌ آقا
سلین:خانم یعنی چی اول نوبت من بود من عجله دارم
کوک:تو اینجایی
سلین :... آره
کوک:خانوم من مال ایشون رو حساب میکنم
سلین:لازم نکرده
کوک:همین که گفتم
سلین : تو کی باشی که به من دستور میدی
تو منو بازی دادی استاد جئون
از الان ما هیچ رابطه ای دیگ باهم نداریم
به غیر از دانش آموز و استاد
(رفت)
سوار ماشینم شدم و رفتم خیلی اعصابم خورد بود
واقعا یول یه دلیل برای زنده بودنمه
اگه اون نبود ....
🎊یک سال بعد 🎊
ویو سلین 🫄🏻
یکسال از نبودن استاد میگذره هفته ای یه بار میومد و یول رو می‌برد
منم تصمیم گرفتم که به رابطه ی جدید با جیمین شروع کنم

یه رابطه جعلی چرا؟
چونکه جونکوک با یه زن به اسم لیا دوست شده
امروز تولد یک سالگی یول
تصمیم گرفتم که یه جشن بزرگ بگیریم
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁶از خواب پاشدم رفتم یه دوش ¹⁵ مینی گرفتم...

پروف عوض شده گممم نکنید 🤺🧌

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ⁵⁴ویو جونکوک ✨ بغض شدیدی گلوم‌ رو چنگ می...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵³پرستار : عامم خانوم به هوش اومدن میتونی...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ²¹سلین :ممنونم راضی به زحمت نبودم کوک :ن...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁶⁶سلین :یه پتو هم بیار بزن روی یول کوک:با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط