@roya6
@roya6
او استکان چایی خـود را نخورد و رفت
بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت
گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی
تنها به روی حرف خودش پافشرد ورفت
گفتم که صـــــــــد شمار بمان تا ببینمت
یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت
گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با!
در بیت آخرین غزلم دســـــت برد و رفت
یعنی به قدر چای هم ارزش؟ نه بیخیال
او استکان چایی خـود را نخورد و رفت
او استکان چایی خـود را نخورد و رفت
بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت
گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی
تنها به روی حرف خودش پافشرد ورفت
گفتم که صـــــــــد شمار بمان تا ببینمت
یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت
گفتم که بی تو هیچم و او گفت بی نه با!
در بیت آخرین غزلم دســـــت برد و رفت
یعنی به قدر چای هم ارزش؟ نه بیخیال
او استکان چایی خـود را نخورد و رفت
- ۳۸۵
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط