{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو در تخت •••

تو در تخت •••
من در تخت •••
تو با او •••
من با تیغ •••
امشب هر دو خونی می ریزیم •••
تو از میان پاهایت •••
من از رگ دستانم •••
امشب "زنی" میشوی برای خودت •••
ومن "گدای" دم مرگ •••
که حتی با دیدن خون رگ هایش •••
به یاد سرخی لبانت می افتد •••
اصلا میدانی؟
گاهــــــے دلم براي خودم تنگ مي شود •••
گاهــــــے دلم براي باورها و اعتمادهاے گذشته ام، تنگ مي شود •••
گاهــــــے دلم براي پاكيهاے كودكانه ے قلبم، مي گیرد •••
گاهــــے آرزو مي كنم اے كاش •••
اصلا ای کاش •••
دلــــــي نبود تا تنگ شود •••
تا خسته شود •••
تا بشكند •••
اما به یـــــاد داغـــــیکه بر قلبم نهادی •••
امشبـــــ پشت دستانم را با تـــــه مانده ی ســــــیگارم تا مغز استخوانم سوزاندم •••
هه •••
حـــــال برو در آغــــوشش بلندتر نالــه کن تامســـــتش کنی •••
لـــــعـــــنـــــتـــــی •••
دیدگاه ها (۷)

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

My lovely neighbor part : 66

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

My lovely neighbor part : ۷۳

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط