{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترکی دو سیب در دست داشت

دخترکی دو سیب در دست داشت

مادرش گفت :
یکی از سیب هاتو به من میدی ؟

دخترک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !

لبخند روی لبان مادر خشکید !
سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش ناامید شده !

اما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت :
بیا مامان !
این یکی ، شیرین تره !

مادر ، خشکش زد

چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ..!

هر قدر هم که با تجربه باشید


قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید !
دیدگاه ها (۱۴)

دوستی داشتم که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌...

#تصویر_متحرک بسیار زیبا از غروب آفتاب

طبیعت بکر

چه آرامشی

***سکوتِ کوتاهی میان آن‌ها حاکم شد؛ سکوتی که تنها با صدای مل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط