🍂
🍂
✍ 🏻
هنوز خیره شدن در چشمان تو
شبیه لذت بردن از شمردن ستاره
در یک شب صحرای یست
و هنوز اسم تو تنها اسمی است
در زندگی من که هیچ کسی نمی تواند
چیزی در موردش بگوید
و به خوبی بوی دستانت را به یاد دارم
که بویش شب ها از کشتی هایی می آید
که به سوی نا شناخته ها می روند
اگر حنجره ام غاری از یخ نبود
به تو حرفی تازه می گفتم...
✍ 🏻
هنوز خیره شدن در چشمان تو
شبیه لذت بردن از شمردن ستاره
در یک شب صحرای یست
و هنوز اسم تو تنها اسمی است
در زندگی من که هیچ کسی نمی تواند
چیزی در موردش بگوید
و به خوبی بوی دستانت را به یاد دارم
که بویش شب ها از کشتی هایی می آید
که به سوی نا شناخته ها می روند
اگر حنجره ام غاری از یخ نبود
به تو حرفی تازه می گفتم...
- ۷۸۴
- ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط