{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍂

🍂
✍ 🏻
هنوز خیره شدن در چشمان تو
شبیه لذت بردن از شمردن ستاره
در یک شب صحرای یست
و هنوز اسم تو تنها اسمی است
در زندگی من که هیچ کسی نمی تواند
چیزی در موردش بگوید
و به خوبی بوی دستانت را به یاد دارم
که بویش شب ها از کشتی هایی می آید
که به سوی نا شناخته ها می روند
اگر حنجره ام غاری از یخ نبود
به تو حرفی تازه می گفتم...
دیدگاه ها (۲)

محبوبه جانم:🫂🧿🌐هنوزخیره شدن در چشمان توشبیه لذت بردن از شمرد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۹: میانِ پناه و طوفانفقط یک روز ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

فصل دومپارت هشتم | شبی زیر ستاره‌هاچند روز بعد...جنگکوک از ص...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

هنوز خیره شدن در چشمان تو شبیه لذت بردن از شمردن ستاره در یک...

هنوز خیره شدن در چشمان تو شبیه لذت بردن از شمردن ستاره در یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط