{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر یه دختر بچه ی 5 ساله:

شعر یه دختر بچه ی 5 ساله:

تو مَهدِ کودَکِ لالــِه

یــِه دونه پــِـسَل دالــِه

میگه مَنو دوس دالــِه

ســِیبیل میبیل نــَدالــِه

میگه کـِه دَل میالـِه

مَنَم دَندون نـَدالــَم

خدا کــُنــِه دَلالَم
دیدگاه ها (۸)

دارم میرم مسافرت، با بابام خداحافظی کردمبهش میگم: آب نمیریزی...

معلم: ۱۰ تا سیب داریم من ۹ تاشو میخورم، چند تا سیب میمونه؟. ...

می دانم تو و خاطره هایت با "زمستان" تبانی کرده اید تا "برف"...

جوان بودم هوای یار کردمشدم عاشق چرا اینکار کردم؟خودم را خسته...

هشدار مهم برای دختران ما

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

✲ گاهی بعضی فیلم‌ها را نمی‌شود فقط «تماشا» کرد ،بلکه باید با...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

داستان های هوش مصنوعی

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط