{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از همیـن روزهاباید خــدا را صدا بزنم..یک میز دونفـره

یکی از همیـن روزهاباید خــدا را صدا بزنم..یک میز دونفـره و دو صندلی؛یکی مـن،یکی خـدا..حرف نمیزنم،نگاهـم کافیست..میدانم برایم اشـک میریزد.
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی رو هیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی . . .دلتنگ که باشی ؛ ص...

دلتنگی رو هیچ جوری نمیتونی پنهونش کنی . . .دلتنگ که باشی ؛ ص...

عاشقانه های شبنم

ادامه پارت ۳۳^_^

سناریووقتی محرم میاریشون ایران و میرین هیئت نامجون:من حتما ب...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²﴿ویو ات﴾همه‌ی حیاط در سکوت فرو رفته بود...

مهمونی پارت ۵۰

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_23به عمارت که رسیدیم ماشینو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط