ادامه پارت قبل ؛

ادامه پارت قبل ؛
طاها: چقدر مظلوم شدی.
با حرص گفت.
رها: نپیچون حرفو.
طاها: باشه‌...میبخشمت به شرطی که دیگه نقشه برای قتل من نکشی‌.
رها: مگه من قاتلم؟ اوکی از دیشب کلا تصمیم گرفتم دیگه اصلا نزدیکت نشم.
متفکر نگاهش کردم و گفتم
طاها: اصن نظرت چیه دوست باشیم؟
رها: دوست؟
طاها: آره.
رها: اوکی، پس از این به بعد دوستیم؟
طاها: آره.
گارسون غذاهامون رو گذاشت رو میز و رفت‌.
رها: خب من الان غذا دیدم الان هیچکس و هیچ‌ چیزو جز غذا نمیشناسم.
طاها: تو مگه تو شرکت غذا نخوردی؟
با دهن پر گفت.
رها: چرا ولی کم خوردم یعنی وسط خوردن بودم که فریال گفت برم ظرفارو جمع کنم و بعداز کلی کار الان حسابی گشنمه.
با خنده سری از تاسف تکون دادم و مشغول خوردن غذام شدم...
#عشق_پر_دردسر
دیدگاه ها (۰)

رفتار سرد

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

part 63اتاق آلینا//جیمین« خوب کار اتاق هم تموم شد»جونگکوک« خ...

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

پارت نهم《Custom kiss》 +با...با دوستم×خ...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط