{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فک میکردمـ اون یه ذره ادمه

فک میکردمـ اون یه ذره ادمه
رفت و تنها شد دلم یه عالمه
البته تا اونجایی ک یادمه
هرچی خوردم از این دل سادمه
من خستم از ادما و رفتاراشون
خسته از اومدن و رفتناشون
خسته از خیابون و پیاده روها
ازت ک خواسته بودم مراقبم باش
دیدگاه ها (۱۳)

ڪــاش میدانـــستـم اݩــــ چیـستڪه از چشـمان تــــــــو ت.ا ع...

مـن سرباز مملکتمم حافظ این مرز و بومعاشق حسین ابن علیسربازه ...

اینم دست بقیه موقع بازی با من بدبختا رو مجبور میکردم چطو بنو...

رمان دخت من

عاشقانه های شبنم

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط