{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فک میکردمـ اون یه ذره ادمه

فک میکردمـ اون یه ذره ادمه
رفت و تنها شد دلم یه عالمه
البته تا اونجایی ک یادمه
هرچی خوردم از این دل سادمه
من خستم از ادما و رفتاراشون
خسته از اومدن و رفتناشون
خسته از خیابون و پیاده روها
ازت ک خواسته بودم مراقبم باش
دیدگاه ها (۱۳)

رمان دخت من

عاشقانه های شبنم

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

پارت هیفده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط