💕روزی مجنونی از سجاده شخصی عبور می کرد ....
💕روزی مجنونی از سجاده شخصی عبور می کرد ....
مرد نماز را شکست و گفت :
مردک ! در حال راز و نیاز با خدا بودم؛
تو چگونه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد و گفت :
عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم
و تو عاشق خدایی و مرا دیدی ؟؟🍃
مرد نماز را شکست و گفت :
مردک ! در حال راز و نیاز با خدا بودم؛
تو چگونه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد و گفت :
عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم
و تو عاشق خدایی و مرا دیدی ؟؟🍃
- ۴.۴k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط