{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اههههههه امروز چه روز نحسیه تازه داشت خوابم میبرد که احسا

اههههههه امروز چه روز نحسیه تازه داشت خوابم میبرد که احساس کردم یه چیزی رو پام راه میره با صدای جیغ من مامانم اینا اومدن تو اطاقم که مشخص شد بله یه سوسک بوده :(کلی گریه کردم هنوز که هنوزه مور مورم میشه
دیدگاه ها (۱۷)

هوووووورا داریم میریم شهرستانمون پیش عموهام

ﻣﺮﺩﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮔﺎﻡ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺟﻤﻌﯿﺖﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦﻣﻨﺘﻬﯽ ﻧﻤﯿﺪﻭ...

امروز صبح داریم میریم بیرون من همش عطسه میکردم به مامانم گفت...

امروز رفتیم خرازی مامانم و خالم وسایل بخرن منم چون کارشون طو...

رمان سوم پارت بیست و یکم 😐در کمال تعجب ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part جیغ و داد و فریاد...

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط