{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علمم گفت : زندگی را تعریف کن….

علمم گفت : زندگی را تعریف کن….
گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست….
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…..
سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت …
جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن، آرام خندید و گفت نمره ات بیس.ت ….
زندگی را باید زیست!!!….
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی ....
و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند ....
دیدگاه ها (۳)

فیک جونگکوک

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

پارت 3

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

Afterglow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط