علمم گفت : زندگی را تعریف کن….
علمم گفت : زندگی را تعریف کن….
گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست….
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…..
سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت …
جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن، آرام خندید و گفت نمره ات بیس.ت ….
زندگی را باید زیست!!!….
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی ....
و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند ....
گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست….
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…..
سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت …
جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن، آرام خندید و گفت نمره ات بیس.ت ….
زندگی را باید زیست!!!….
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی ....
و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند ....
- ۶۶۵
- ۳۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط