{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خ

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم 
(برگي از رمان يك لر)
دیدگاه ها (۲)

کارت عروسي يک لر:"خر شديم و عشق آغاز شد"(گرگعلي ورچوقي و صنم...

بچه ها یه وقت ناراحت نشید مزاحه.

ترکه تورانداخته بودرواسفالت ماهی بگیره بهش میگن اخره خره این...

تابلو یک تعمیرگاه در لرستان:تعمیرگاه حسنعلی وبرادران ، بجز ک...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت اول _ دنیای عجیب

My idol

KIM V

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

p2ویو نامجون:خیلی عذاب وجدان داشتم یونا راست میگفت آخه سوآ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط