{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دقیقا یادم نیس پیش دبستان بودم یا پایه اول ابتدایی ( یا ت

دقیقا یادم نیس پیش دبستان بودم یا پایه اول ابتدایی ( یا تابستان ۸۴ بود یا ۸۵)
همه دوستا و رفقام از اون سه چرخ های بچگی رو داشتن و منم آرزوشو داشتم
ساکن روستا بودیم
ی روز از یه مسافرکش خواستیم ک هر وقت شهر برام یکیشو بگیره اونوقتا قیمتش ۵ تومن بود
تابستون بود و هوا گــــــــــرم شبا رو پشت بام میخوابیدیم
ی روز ک از خواب بیدار شدم اولین صحنه ای ک با باز کردن چشام دیدم یه سه چرخ کنار بالشم بود😊
وای ک چقد خوشحال شدم انگار دنیارو بم دادن
آـــــــــخ بچگی آـــــــــــخ
کجایی😔
دیدگاه ها (۱۴)

😋 😋 😋 😋 😋 😋

عــــــــاخی آبجی عزیزم😢 😢 😢 😢 sh

ک آدم صادق تو این دنیا نی😊 😊 مردن بهتر از زندگی با حیووناس😊

یادش بخیر

قضاوت کار خداس مرز جنون ♥ ️ساعتای6 عصر بود به بام رفتیم خیل...

< مغرور فداکار >(پارت 1)   ⏤͟͟͞͞معرفی***صبح : از خواب بیدار ...

*پسر شیطانی*^پارت ششم^#یونگ_سوبا عصبانیت بهم گف: تو اینجا چی...

#دخترای_لجباز 🌠 پسرای مغرور ⚡ پارت هجدهم .پارسا : خواهش میک...

*پسر شیطانی*^پارت سوم^#یونگ_سو از شدت زیاد صدا گوشامو محکم گ...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_دهم_نه بابا چ زحمتی .پیش بابا بودم کارم تموم ...

#رمان

#دخترای_لجباز 💅 پسرای_مغرور 👑 پارت سیزدهم .حس کردم یکی دستش...

میناز💙 _میناز من دیگ نمیتونم بهت پیام بدم یا ببینمت_خب واسه ...

' یه داستان از "هیونگِ محله‌ی جیمین" پخش شده. این هیونگه که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط