{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بایدیک باربه خاطرهمه چیزگریه کرد...

بایدیک باربه خاطرهمه چیزگریه کرد...
آنقدرکه اشک هاخشک شوند!
بعد ، باید این تن اندوهگین راچلاند ،
وبعد، دفتر زندگی را ورق زد...
وبه چیز دیگری فکر کرد
باید پاها راحرکت دادوازنو شروع کرد
دیدگاه ها (۱)

دست . . .همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی ؛ فقط امنیت است . ....

پزشکان اصطلاحاتی دارندکه ما نمی فهمیمما دردهای داریم که آنها...

حــــــــــیف که حــــــــــرفای قشــــــــــنگ .. فقـــــــ...

خدا بیشتر دوست دارد در برابر خوبی هایی که میکینید به شما نعم...

رمان انفجار و امید

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

P : 3

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_78رنگم از استرس زیاد پریده ب...

وقتی بیماری قلبی داشتی...(پایانی)جونگکوک بعد از مرگ تو،دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط