{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو رفیق همیشه باهم شراب میخوردند..

دو رفیق همیشه باهم شراب میخوردند..
تا اینکه یکی از انها مُرد...
چند روز بعد آن یکی ب میخانه رفت و گفت دو پک بریز..
ساقی گفت چرا دوتا...
مرد جواب داد..یکی واسه خودم و یکی ب یاد رفیقم..
چند ماه گذشت مرد دوباره ب میخانه رفت و گفت یک پک بده...
ساقی گفت:رفیقت یادت رفت...
مرد گفت:نه خودم توبه کردم به یاد رفیقم میخورم...💔
دیدگاه ها (۲۰)

😪 😪

پیکان پسر داییم❤ ❤ ❤ 💛 ❤ 💛

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟎جیمین:خب من 25 سالمه. جونگکوک:هووف انگ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁵ویو: اتچند دقیقه بعد، آماده شدم....

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 138✦..................

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

KIM V

part ۷

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۳ صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط