{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما به اندوه هایمان ،

ما به اندوه هایمان ،

آب و دانه دادیم

پرنده شدند ،

پرشان دادیم

اهلی تر از آن بودند که تنهایمان بگذارند اما ،

دوباره برگشتند

با جفت‌هایشان ......
دیدگاه ها (۱)

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁴صدای رودخانه، سکوت میانشان را پر ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پارسا که تا چند لحظه پیش تلاش می‌کرد با تکیه دادن به دیوار، ...

پارت ۲۵ | نفر چهارمچهار جفت قدم، آرام‌آرام به سمتشان می‌آمد....

پارت هفتم: ایستگاه قدیمیصبح روز بعد، فضای هتل عجیب و سنگین ب...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط