{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبرو

آبرو

در قیامت، عابدی را دوزخش انداختند!
هر چه فریادش، جوابش را نمی پرداختند!

داد میزد خوانده ام هفتاد سال هر شب نماز
پس چه شد اینک ثواب ِآن همه راز و نیاز!!

یک ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه‌ات؟
تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات
گفت من در طول عمرم گر زدم یک تهمتی
ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی

آن ندا گفتا همانکس که زدی تهمت بر او
طفلکی هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو
دیدگاه ها (۹)

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

دلارام:در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختندهر چه فریادش، جوابش را نمی...

در قیامت ، عابـــدی را دوزخـــش انـــداختندهر چه فریــادش،جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط