{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

حالا که سهم من نشدی کم بیاورم

دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم

تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم

میخواستم که چشم تو را شاعری کنم

امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم

دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل

می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم

یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....

میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟

حتی قرار بود که من ابر باشم و

باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم

کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من

اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم

......

اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم

باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم

حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم

عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم

خود را عوض کنم و برایت به هر طریق

از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم

بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت

یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟

دیدگاه ها (۲۵)

سلام دوستاناگه میشه واسه سلامتی مامانم دعا کنیندعا کنین مثل ...

ﺩﻝ ﺷﺒـــﯽ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻟـــﺶ ﺳــﺮﻧﮑــﺮﺩ ﮔﻔﺘﻤــﺶ،ﺍﻓﺴـــﻮﺱ ﺍﻭ ﺑــ...

خواستم پنجره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفت...

برایِ من این ساعت‌ها جورِ خاصی‌ می گذرند نمی‌دانی هیچکس نمی‌...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه به صفحه‌ی گوشی خیره مون...

the hardeat way ۱۰

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط