{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وخدایی که دراین نزدیکی است

وخدایی که دراین نزدیکی است
دستهایم دردستهایش
چه میخواهم دگرازندگی
چه میخواهندازجانم ادمهایش
همه ی دنیارامیبخشم ومیروم
میروم ازاین گذرگاه غریبگی
تنهاوبی کسی درمیان انبوه جمعیت؟
این نبودتعریف من وخدااززندگی


(الهه ی اتش)
دیدگاه ها (۵)

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎ "ﻫﺎﻥ" ﻭ "ﭼﯿﻪ؟ " ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﯼ....

تمومش میکنم اینبارنه درکم کن نه اروممفقط حرفی بزن بامنگل کم ...

عاشقم کن تابیفتمعشق کشف اتفاقهوحشت ازدوری ندارمفاصله یعنی عل...

یلداآمدومن وتوامشب میان پاییزوزمستان انتظارمان به سررسیداری ...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

فرهاد!تیشه ات رابازگیر...!اینجا!درمیان مردم این شهر...دل کند...

میدانم توقعم زیادستاماچه کنم این دل زیاده خواهستمیدانم بودنم...

دیشب دلم هوای آغوش دفترم راداشتهوای آن باهم بودن های بی ریار...

خیالت راحت!آتش هم که باشم یک روزیک جاسردمیشومآن زمان است که ...

میخواهم پروازکنم پروازی به بلندای یک عمر برفرازبیشه ی خیال.....

شمارابه خدانصیحتم نکنیدمن به قدریک قرن پیرشدممن امیدبه زندگی...

خدایااینجازمین استمن همان دخترکی هستم که18سال قبل ازاغوشت بی...

خدایااینجازمین استمن همان دخترکی هستم که18سال قبل ازاغوشت بی...

دخترک....دلگیرم ازهمه ی نبودن ها ونبودن ها ونبودن هادلگیرترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط