{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوشه هایی ازگندم که از روی تکبر سربر افراشته وخوشه های دیگری که از روی تواضع سربه زیرآورده بودند،نظرم را به سوی خودجلب نمودندوهنگامی که آن ها را لمس نمودم،بسیارتعجب نمودم؛خوشه های سربر افراشته را خالی ازدانه وخوشه های سربه زیر را پر از دانه های گندم یافتم.با خود گفتم:درکشتزار زندگی نیز چه بسیارندسرهایی که بالا رفته اند اما درحقیقت خالی اند..
دیدگاه ها (۳)

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوش...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوش...

لقمان حکیم گوید: روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم؛ ...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم،خو...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوش...

💫لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخو...

لقمان حکیم گوید: روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخو...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوش...

روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوشه هایی از گندم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط