{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوشه هایی ازگندم که از روی تکبر سربر افراشته وخوشه های دیگری که از روی تواضع سربه زیرآورده بودند،نظرم را به سوی خودجلب نمودندوهنگامی که آن ها را لمس نمودم،بسیارتعجب نمودم؛خوشه های سربر افراشته را خالی ازدانه وخوشه های سربه زیر را پر از دانه های گندم یافتم.با خود گفتم:درکشتزار زندگی نیز چه بسیارندسرهایی که بالا رفته اند اما درحقیقت خالی اند..
دیدگاه ها (۳)

رفیق... زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب ا...

ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺁﻥ ...

.. خود را به هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد .

عشق بها دارد...من و تو بودیم و یک دریا عشقحالا من هستم و یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط