لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم
لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوشه هایی ازگندم که از روی تکبر سربر افراشته وخوشه های دیگری که از روی تواضع سربه زیرآورده بودند،نظرم را به سوی خودجلب نمودندوهنگامی که آن ها را لمس نمودم،بسیارتعجب نمودم؛خوشه های سربر افراشته را خالی ازدانه وخوشه های سربه زیر را پر از دانه های گندم یافتم.با خود گفتم:درکشتزار زندگی نیز چه بسیارندسرهایی که بالا رفته اند اما درحقیقت خالی اند..
- ۳۸۸
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط