لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛
لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری ازگندم ایستاده بودم؛خوشه هایی ازگندم که از روی تکبر سربر افراشته وخوشه های دیگری که از روی تواضع سربه زیرآورده بودند،نظرم را به سوی خودجلب نمودند و هنگامی که آن ها را لمس کردم بسیارتعجب نمودم؛خوشه های سربر افراشته را خالی از دانه وخوشه های سر به زیر را پر از دانه های گندم یافتم.با خود گفتم:درکشتزار زندگی نیز چه بسیارند سرهایی که بالا رفته اند اما درحقیقت خالی اند...!
- ۱.۹k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط