آرمان:چع عجب بالاخره وچپ چپ بهمون نگاکرد
آرمان:چع عجب بالاخره وچپ چپ بهمون نگاکرد
لاله:عجب به جمال بی نقطه ات
وباعشوه ازکنارش ردشد
همگی سوارماشیناشدیم وبعدازلحظاتی ماشیناروتوپارکینگ پارک کردن امیروگوریل وسایلایه تویه ماشینوبرداشتن وبع طرف دریاحرکت کردیم یع آلاچیق نزدیک بع دریاپیداکردیم وزیراندازولاله ونازی انداختن نشستیموشروع کردیم بع حرف زدن بعدازکلی حرف وبحث باسانای.
من:بیایدیه بازی کنیم
الناز:وای ارع حوصلمون سررف
سانای:مگه بچه ایم
نازی:شمابازی نکن خانوم بزرگ
سانای یه چشم غره به نازی رف که نازیم صورتشو خیلی بی تفاوت برگردوند
من:اسم فامیل
کورش:فک نمیکنی بع سن وسالمون نمیخوره
من:خیلی جدی نع فک نمیکنم
گوریل:بع نظرمنم همین اسم فامیل خوبه
بچهایه دیگه ام باهی بدک نیس،ازهیچی بهتر،خوبه
قبول کردن
نازی:برگه وخودکار:/
الناز:من دفتردارم توکیفم ولی خودکارفقددوتادارم
ساسان:خسته نباشی دلاور
الناز:وای مرسی(باخوش حالی)
یعنی همه بچهاپاچیدن ازخنده
امیر:شیش بع شیش تیم بشیم
نازی:دستشوبه حالت نازروسرامیرکشید آفرین نابغه خودم وباافتخاربع مانگاکرد
من:اه چندش
الناز:ویش
بنفشه:نابغه:/جالب بود
لاله:پشمام
نازی:گمشید باعشوه
گوریل:پس منوالناوبنفشه ونیماوساسان والنازاینور
النازکه ملوم بودداره بال درمیاره:کاملابااین تشکیل گروه موافقم
بازم هممون زدیم زیرخنده البته دختراکه میدونستن قضیه چیه وپسرابه صورت گنگ نگامون میکردن
آرمان:منولاله ونازی وامیروکوروشم تویه تیم
سانای که پوکرشده بود:بایع اخم پاشدطرف دریارف
یع جوایی دلم براش سوخت
النازکاغذوخودکاراروپخش کردوبعدباسنگ کاغذگوریل وآرمان مابردیم برایه سریه اول
بامشورت
من:ازل باشه
همه شروع کردیم به نوشتن تقریباساکت ساکت بودوفقط صدایه پچ پچامیومدکه بهم کمک میکردن
اسم:من لعیا
گوریل نوشت
فامیلی:الناز لعیایی
همه برایه لحظه ایی پوکرشدیم که الناز:ببخشید
بنفشه سری ازرویه تاسف تکون داد
غذا:نیما لوبیاپلو
میوه:بنفشه لیموشرین
وهمینطورنوشتیم وقتی که تموم شدالنازدادزد استپ
نازی:چتـــــه
گوریل وآرمان شروع بع خوندن کردن کع ماده امتیازبیشترگرفتیم چون وقتی گفتیم استپ ننوشتن
بعدازچن ثانیه مشورت گروه اوناکوروش گف از م
اسم: من خیلی تندماهان
گوریل دستش ازنوشتن کشیدوبعدازلحظه ایی که به برگه زل زده بودسرشوبالاآوردوتوچشمام نگاکرد ولی واقعاازقصدنگفتم یهوتوذهنم اومدوبع زبون آوردمش
چن لحظه ایی بودکه زل زده بودیم توچشمایه هم چشمایی که خیلی خوب حرفاشومیخوندم
بالاخره صدایه بچهادراومد گوریل دستی که توش خودکارمحکم مشت کردبودشل کردانگارهمه یی حرصشوسرخودکارخالی میکرد
اسمونوشت:میثم
لاله:استپ
دیگه فقدحواصم بع دستایه مشت شدش بود
این دورفقداسم نوشته بودیم که بچهاحسابی صداشون دراومده بودوتیم مقابل درتعجب که چرا م نتونستیم بنویسیم
چن دورم بازی کردیم که تموم شددیگه مرداپاشدن وبساطه کبابوریختن
سانایم بازورازپسری که مخ کرده بودجداکردیم وآوردیمش تاشام بخوریم
این دختره عجب بشریه درهرحال پسرمی یابه
عجب کبابی بودشامم خوردیم ووسایلاروجمع کردیم
بنفشه:بریم کناردریاآتیش درس کنیم بشینیم
هممون موافق بودیم پس پاشدیم ورفتیم بع طرف دریانیماوساسان وکوروش آتیش درس کردن وهممون دورآتیش جفت جفت یاروبرویه هم نشستیم ومن روبرویه گوریل کنارنازی نشستم
لاله:امیرعلی برامون بخون
خیلی تعجب کردم نمیدونستم
همه بچهاصداشون دراومدولی من فقدباتعجب ودهن بازنگاشون میکردم
گوریل:گیتارمونیاوردم موندع پشت صندوق
ساسان باخنده من آوردم وتندرف به طرف آلاچیق
گوریل که دیگه بهونه ایی نداش ساسان اومدوگیتاروازش گرفتوتنظیمش کردوشروع کردبه زدن
باشروع کردن آهنگ سرشوبلندکردوبعدازگنکاش کل صورتم رویه چشمام مکث کردودیگه اون دوتاقرینه زیباروتکون نداد
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
نگو نمیتونی
تو فقط آره بگو یه راه چاره بگو
یه دوست دارم به این دل بیچاره بگو
بگو قلب تو همش منو طرفداره بگو
بگو تا تهش با منی دلت هواداره بگو
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
ورد زبونی هوش و حواسمونی
میریزم به پای تو هر چه که خواسته بودی
تو فقط بگو بهم پیش دلم میمونی
چشم آسمونی
♫♫
♫♫♫
تو نباشی دنیا غمگینه
رنگ غصه روی دلم میشینه
تو نباشی آسمونم تیره
بدجوری غم دلمو میگیره
تو که باشی تا ابد خوشحالم
کوله بار زندگی رو حالم
تو که باشی دلخوشی هست پیشم
دل من واست میده هستی شم
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
ورد زبونی هوش و حواسمونی
میریزم به پای تو هر چه که خواسته بودی
تو فقط بگو بهم پیش دلم میمونی
چشم آسمونی
بچهابشگون میزدن وتکرارمیکردن
چشم آسمونی
چشم آسمونی
/چشم آسمونی
لاله:عجب به جمال بی نقطه ات
وباعشوه ازکنارش ردشد
همگی سوارماشیناشدیم وبعدازلحظاتی ماشیناروتوپارکینگ پارک کردن امیروگوریل وسایلایه تویه ماشینوبرداشتن وبع طرف دریاحرکت کردیم یع آلاچیق نزدیک بع دریاپیداکردیم وزیراندازولاله ونازی انداختن نشستیموشروع کردیم بع حرف زدن بعدازکلی حرف وبحث باسانای.
من:بیایدیه بازی کنیم
الناز:وای ارع حوصلمون سررف
سانای:مگه بچه ایم
نازی:شمابازی نکن خانوم بزرگ
سانای یه چشم غره به نازی رف که نازیم صورتشو خیلی بی تفاوت برگردوند
من:اسم فامیل
کورش:فک نمیکنی بع سن وسالمون نمیخوره
من:خیلی جدی نع فک نمیکنم
گوریل:بع نظرمنم همین اسم فامیل خوبه
بچهایه دیگه ام باهی بدک نیس،ازهیچی بهتر،خوبه
قبول کردن
نازی:برگه وخودکار:/
الناز:من دفتردارم توکیفم ولی خودکارفقددوتادارم
ساسان:خسته نباشی دلاور
الناز:وای مرسی(باخوش حالی)
یعنی همه بچهاپاچیدن ازخنده
امیر:شیش بع شیش تیم بشیم
نازی:دستشوبه حالت نازروسرامیرکشید آفرین نابغه خودم وباافتخاربع مانگاکرد
من:اه چندش
الناز:ویش
بنفشه:نابغه:/جالب بود
لاله:پشمام
نازی:گمشید باعشوه
گوریل:پس منوالناوبنفشه ونیماوساسان والنازاینور
النازکه ملوم بودداره بال درمیاره:کاملابااین تشکیل گروه موافقم
بازم هممون زدیم زیرخنده البته دختراکه میدونستن قضیه چیه وپسرابه صورت گنگ نگامون میکردن
آرمان:منولاله ونازی وامیروکوروشم تویه تیم
سانای که پوکرشده بود:بایع اخم پاشدطرف دریارف
یع جوایی دلم براش سوخت
النازکاغذوخودکاراروپخش کردوبعدباسنگ کاغذگوریل وآرمان مابردیم برایه سریه اول
بامشورت
من:ازل باشه
همه شروع کردیم به نوشتن تقریباساکت ساکت بودوفقط صدایه پچ پچامیومدکه بهم کمک میکردن
اسم:من لعیا
گوریل نوشت
فامیلی:الناز لعیایی
همه برایه لحظه ایی پوکرشدیم که الناز:ببخشید
بنفشه سری ازرویه تاسف تکون داد
غذا:نیما لوبیاپلو
میوه:بنفشه لیموشرین
وهمینطورنوشتیم وقتی که تموم شدالنازدادزد استپ
نازی:چتـــــه
گوریل وآرمان شروع بع خوندن کردن کع ماده امتیازبیشترگرفتیم چون وقتی گفتیم استپ ننوشتن
بعدازچن ثانیه مشورت گروه اوناکوروش گف از م
اسم: من خیلی تندماهان
گوریل دستش ازنوشتن کشیدوبعدازلحظه ایی که به برگه زل زده بودسرشوبالاآوردوتوچشمام نگاکرد ولی واقعاازقصدنگفتم یهوتوذهنم اومدوبع زبون آوردمش
چن لحظه ایی بودکه زل زده بودیم توچشمایه هم چشمایی که خیلی خوب حرفاشومیخوندم
بالاخره صدایه بچهادراومد گوریل دستی که توش خودکارمحکم مشت کردبودشل کردانگارهمه یی حرصشوسرخودکارخالی میکرد
اسمونوشت:میثم
لاله:استپ
دیگه فقدحواصم بع دستایه مشت شدش بود
این دورفقداسم نوشته بودیم که بچهاحسابی صداشون دراومده بودوتیم مقابل درتعجب که چرا م نتونستیم بنویسیم
چن دورم بازی کردیم که تموم شددیگه مرداپاشدن وبساطه کبابوریختن
سانایم بازورازپسری که مخ کرده بودجداکردیم وآوردیمش تاشام بخوریم
این دختره عجب بشریه درهرحال پسرمی یابه
عجب کبابی بودشامم خوردیم ووسایلاروجمع کردیم
بنفشه:بریم کناردریاآتیش درس کنیم بشینیم
هممون موافق بودیم پس پاشدیم ورفتیم بع طرف دریانیماوساسان وکوروش آتیش درس کردن وهممون دورآتیش جفت جفت یاروبرویه هم نشستیم ومن روبرویه گوریل کنارنازی نشستم
لاله:امیرعلی برامون بخون
خیلی تعجب کردم نمیدونستم
همه بچهاصداشون دراومدولی من فقدباتعجب ودهن بازنگاشون میکردم
گوریل:گیتارمونیاوردم موندع پشت صندوق
ساسان باخنده من آوردم وتندرف به طرف آلاچیق
گوریل که دیگه بهونه ایی نداش ساسان اومدوگیتاروازش گرفتوتنظیمش کردوشروع کردبه زدن
باشروع کردن آهنگ سرشوبلندکردوبعدازگنکاش کل صورتم رویه چشمام مکث کردودیگه اون دوتاقرینه زیباروتکون نداد
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
نگو نمیتونی
تو فقط آره بگو یه راه چاره بگو
یه دوست دارم به این دل بیچاره بگو
بگو قلب تو همش منو طرفداره بگو
بگو تا تهش با منی دلت هواداره بگو
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
ورد زبونی هوش و حواسمونی
میریزم به پای تو هر چه که خواسته بودی
تو فقط بگو بهم پیش دلم میمونی
چشم آسمونی
♫♫
♫♫♫
تو نباشی دنیا غمگینه
رنگ غصه روی دلم میشینه
تو نباشی آسمونم تیره
بدجوری غم دلمو میگیره
تو که باشی تا ابد خوشحالم
کوله بار زندگی رو حالم
تو که باشی دلخوشی هست پیشم
دل من واست میده هستی شم
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
تو که مهربونی آره عزیز جونی
میخوام از تو تا ابد پیش دلم بمونی
چشم آسمونی آی چشم آسمونی
ورد زبونی هوش و حواسمونی
میریزم به پای تو هر چه که خواسته بودی
تو فقط بگو بهم پیش دلم میمونی
چشم آسمونی
بچهابشگون میزدن وتکرارمیکردن
چشم آسمونی
چشم آسمونی
/چشم آسمونی
- ۵.۶k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط