معجزه
معجزه
p¹⁰
جیمین:اوم تولدت مبارک
هانول:واییییی مرسییی(پرید بغلش)
جیمین:در برابر کاری که برام کردین این هیچه
هانول:ای بابا کاری نکردم که
جیمین:عاها باشه کاری نکردی
اجوما:بیاین غذا
سرمیز*
اجوما:خب خبری ندادین قبول شدین
جیمین:اوهوم
اجوما:هر دوتاتون؟
جیمین:اوهوم
اجوما:خوبه
دو سال بعد*
ویو جیمین
واییی توی این دو سال فقد داشتیم تمرین میکردیم با چند نفرم آشنا شدیم که بعدا باهاشون آشنا میشین اگه قبول شیم تو یه گروه میریم سال پیش قبول نشدیم امسال قراره دوباره بریم واییی خیلی خسته شدیم
جیمین:هانول آماده ایییی
هانول:اره الان میام
جیمین:الو یونگی کجایین
یونگی:بقیه که دم در کمپانین منم دارم حرکت میکنم
جیمین:باشه خدافظ..هانول بدو همه منتظرمان
هانول:آمدم بریم عاا چقد جذاب شدی
جیمین:باشه بدو بریم
ویو هانول
توی این دو سال هیچی عوض نشده فقد حس من که داره دوبرابر میشه و جیمین هیچی نشون نمیشه مطمئنم احساس خاصی نسبت بم نداره ولش کن من الان ۲۰ سالمه جیمین ۲۱ هم من هم جیمین و بقیه قراره امروز تست بدن من واسه مترجمی باید تست بدم سوجینم رئیس کمپانی شد
توی ماشین*
یونگی:بازم دیر کردین
جیمین:این دفعه هانول دیر کرد
هانول:باشه بریم دیگه دیر میشه
سوجین:باشه بابا اروم باش
هانول:آرومم بابا معلوم نیس
جیمین:(دستشو گذاشت رو دست هانول)آروم باش
هانول:اومممم باشه
یونگی:بخدا یه خبری هست من بی خبرم
جیمین:گمشو رانندگیتو بکن
توی کمپانی*
تهیونگ:کجایین بابا دو ساعته منتظرتونیم
یونگی:ببخشید دیر شد
جیمین:همه اومدن؟
تهیونگ:اره نامجون و جین و هوسوک دم درن جونگ کوکم تو راهه
جیمین:خب بیا جونگ کوک هنوز نیومده
(خب تو این دوسال همشون کار آموز بودن،اگه قبول شن توی یه گروه میرن)
کوک:خبب من اومدم
هانول:واییی خب شما از اینور برین منم از اینور نه بر عکس نه کجا باید میرفتیم
جیمین:هانول آروم باش تو از اینور مام از اینور خدافظ
هانول:همین آروم باش من بغلش میکردم بش انگیزه میدادم
ویو هانول
اصن اهمیت نمیده مطمئنم هیچ حسی نسبت بم نداره پس منم همینجوری رفتار میکنم وایییی اصن حالم خوب نیست رفتم تست دادم قبول شدم ولی اصلا خوش حال نبودم
سوجین:خب چیشد
یونگی:مگه رئیس نیستی چطور خبر نداری
سوجین:داشتم از هانول تست میگرفتم نکنه بازم قبول نشدیم
جیمین:قبول شدیمم
سوجین:واقعاا
یونگی: ارهه
(هانول تمام این مدت ساکت بود)
جونگ کوک:آقای پارک حواستون نیس هانول ساکته هااا مطمئنی دوسش داری اصلا حواست بش نیس(در گوش جیمین)
جیمین:خفه شوو(آروم)....هانول چرا حرف نمی زنی نکنه قبول نشدی
سوجین:قبول شده
جیمین:پس چرا ساکته
هانول:مهم نیس،بریم خونه
...................................................
حمایت: انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
p¹⁰
جیمین:اوم تولدت مبارک
هانول:واییییی مرسییی(پرید بغلش)
جیمین:در برابر کاری که برام کردین این هیچه
هانول:ای بابا کاری نکردم که
جیمین:عاها باشه کاری نکردی
اجوما:بیاین غذا
سرمیز*
اجوما:خب خبری ندادین قبول شدین
جیمین:اوهوم
اجوما:هر دوتاتون؟
جیمین:اوهوم
اجوما:خوبه
دو سال بعد*
ویو جیمین
واییی توی این دو سال فقد داشتیم تمرین میکردیم با چند نفرم آشنا شدیم که بعدا باهاشون آشنا میشین اگه قبول شیم تو یه گروه میریم سال پیش قبول نشدیم امسال قراره دوباره بریم واییی خیلی خسته شدیم
جیمین:هانول آماده ایییی
هانول:اره الان میام
جیمین:الو یونگی کجایین
یونگی:بقیه که دم در کمپانین منم دارم حرکت میکنم
جیمین:باشه خدافظ..هانول بدو همه منتظرمان
هانول:آمدم بریم عاا چقد جذاب شدی
جیمین:باشه بدو بریم
ویو هانول
توی این دو سال هیچی عوض نشده فقد حس من که داره دوبرابر میشه و جیمین هیچی نشون نمیشه مطمئنم احساس خاصی نسبت بم نداره ولش کن من الان ۲۰ سالمه جیمین ۲۱ هم من هم جیمین و بقیه قراره امروز تست بدن من واسه مترجمی باید تست بدم سوجینم رئیس کمپانی شد
توی ماشین*
یونگی:بازم دیر کردین
جیمین:این دفعه هانول دیر کرد
هانول:باشه بریم دیگه دیر میشه
سوجین:باشه بابا اروم باش
هانول:آرومم بابا معلوم نیس
جیمین:(دستشو گذاشت رو دست هانول)آروم باش
هانول:اومممم باشه
یونگی:بخدا یه خبری هست من بی خبرم
جیمین:گمشو رانندگیتو بکن
توی کمپانی*
تهیونگ:کجایین بابا دو ساعته منتظرتونیم
یونگی:ببخشید دیر شد
جیمین:همه اومدن؟
تهیونگ:اره نامجون و جین و هوسوک دم درن جونگ کوکم تو راهه
جیمین:خب بیا جونگ کوک هنوز نیومده
(خب تو این دوسال همشون کار آموز بودن،اگه قبول شن توی یه گروه میرن)
کوک:خبب من اومدم
هانول:واییی خب شما از اینور برین منم از اینور نه بر عکس نه کجا باید میرفتیم
جیمین:هانول آروم باش تو از اینور مام از اینور خدافظ
هانول:همین آروم باش من بغلش میکردم بش انگیزه میدادم
ویو هانول
اصن اهمیت نمیده مطمئنم هیچ حسی نسبت بم نداره پس منم همینجوری رفتار میکنم وایییی اصن حالم خوب نیست رفتم تست دادم قبول شدم ولی اصلا خوش حال نبودم
سوجین:خب چیشد
یونگی:مگه رئیس نیستی چطور خبر نداری
سوجین:داشتم از هانول تست میگرفتم نکنه بازم قبول نشدیم
جیمین:قبول شدیمم
سوجین:واقعاا
یونگی: ارهه
(هانول تمام این مدت ساکت بود)
جونگ کوک:آقای پارک حواستون نیس هانول ساکته هااا مطمئنی دوسش داری اصلا حواست بش نیس(در گوش جیمین)
جیمین:خفه شوو(آروم)....هانول چرا حرف نمی زنی نکنه قبول نشدی
سوجین:قبول شده
جیمین:پس چرا ساکته
هانول:مهم نیس،بریم خونه
...................................................
حمایت: انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
- ۷.۷k
- ۰۲ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط