{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترسناکترین داستان های چندخطی

ترسناکترین داستان های چندخطی


(خودم از این خوشم میاد)

بچم رو بقل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: "بابایی زیر تخت رو نگاه کن هیولا نباشه" منم واسه اینکه آرومش کنم زیر تخت رو نگاه کردم. زیر تخت بچم رو دیدم که بهم گفت: "بابایی یکی رو تخت منه".....
دیدگاه ها (۶)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: نهو بعد از اینکه همه چیو...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۷_____________________✨🌝✨__...

عاشقم باش Part 50

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

نمی دونم واقعا چی بگم بهت اخه این پست چه ایرادی داشت که گزار...

آقا من زنده ام!

spanish girl:8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط