{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صفوی

صفوی
چرا اینقدر نگاهت بی قراره چرا این خونه آرامش نداره
بگو کی زندگیتو تلخ کرده چرا دستای تو این قدر سرده
کدوم بی رحمی رویاتو سوزونده که از لبخند تو چیزی نمونده
نمیذارم که چشمات خیس باشه دارم میرم تا حالت رو به راه شه
میون این همه نامهربونی دارم میرم که تو عاشق بمونی
شکسته این دل غمگین و تنگم دارم میرم با یه دنیا بجنگم
جدایی از تو سخته اما میرم میرم تا خنده هاتو پس بگیرم
حالا که بغضمون طاقت نداره چه خوب میشه اگه بارون بباره
حلالم کن اگر که گریه کردم دعا کن کم نیارم برنگردم
از امشب با خیالت همنشینم دعا کن خوابتو هر شب ببینم
نمیدونی که قبل از رفتن من چه مردایی که رفتن برنگشتن
چشای خیلیا از عشق تر شد دلاشون به خدا نزدیکتر شد
منم باید برم طاقت ندارم دیگه خواب خوش و راحت ندارم
تو هم هر شب بشین ماهو نگاه کن برای حال و روز من دعا کن
تو یه لشکر که لبریز از غروره با مردی که نگاهش مثل نوره
کنار هم تو یه دنیای دیگه یه روز دنیا به ما تبریک میگه
دیدگاه ها (۲)

من به اندازه نادیدن تو بیمارمو به شوق نگهت شب همه شب بیدارمث...

چرخ امشب که به کام دل ما خواسته گشتن/دامن وصل تو نتوان به رغ...

نمی دانم تو می دانی! دلم از دوری ات یخ بست و چشمانم تب عشق ن...

ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯾﻢ ﻣﺰﻥ ﻗﻔﻞ ﺧﻤﻮﺷﯽﮐﻪ ﺩﺭﺩﻝ ﻗﺼﻪ ﺍﯼ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺩﺍﺭﻡﺯﭘﺎﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﮐ...

𝑝𝑎𝑟𝑡7اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛نوشته های داخل نامه:(از زبون یونگی)سل...

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط